مرتضى مطهرى

43

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

شاعرهء زمان ما پروين اعتصامى ، خدايش بيامرزد ! از زبان شاهدى و شمعى مىگويد : يك شاهد ، يك محبوب ، يك زيباروى مورد توجه ، يك شب تا صبح در كنار شمعى نشست ، هنرنمايىها كرد ، گلدوزيها كرد ، صنعتى به خرج داد . همين‌كه از كارهايش فارغ شد ، رو كرد به شمع و گفت : نمىدانى من ديشب چه كارها كردم ! شاهدى گفت به شمعى كامشب * در و ديوار مزيّن كردم ديشب از شوق نخفتم يكدم * دوختم جامه و بر تن كردم كس ندانست چه سحرآميزى * به پرند از نخ و سوزن كردم تو به گَرد هنر من نرسى * زان كه من بذل سر و تن كردم يعنى براى سر و تن خودم هنر بذل كردم . شمع هم به او جواب داد : شمع خنديد كه بس تيره شدم * تا ز تاريكيت ايمن كردم پى پيوند گهرهاى تو بس * گهر اشك به دامن كردم تو مىگويى كه من تا صبح گوهرها را بهم دوختم ، ولى اين گوهر اشك من بود كه تا صبح ريخت تا تو توانستى آن گوهرها را در يك رشته بكشى و به گردن خود بيندازى . خرمن عمر من ار سوخته شد * حاصل شوق تو خرمن كردم من آن كسى هستم كه تا صبح سوختم و تابيدم تا تو به هدف و مقصدت رسيدى . بعد مىگويد : كارهايى كه شمردى بر من * تو نكردى ، همه را من كردم « 1 » ابن سينا قانون ننوشت ، محمد بن زكريا الحاوى ننوشت ، سعدى ذوق خودش را در بوستان و گلستان نشان نداد ، مولوى همين‌طور ، مگر از پرتو شهدا ، آنهايى كه تمدن عظيم اسلامى را پايه‌گذارى كردند ، موانع را از سر راه بشريت برداشتند ، آنهايى كه مثل شعله‌هايى در يك ظلمتهايى درخشيدند و جان خودشان را فدا كردند ، آنهايى كه سراسر وجودشان حماسهء الهى بود ، حق خواهى و حق‌پرستى بود ، آنهايى كه پرچم توحيد را در دنيا به اهتزاز درآوردند و مستقر كردند ، آنهايى كه منادى عدالت بودند ، منادى حريّت و آزادى بودند . ما و شما كه اينجا نشسته‌ايم مديون قطرات خون آنها هستيم ، مديون حماسه‌هاى آنها هستيم . حسين بن على سراسر وجودش حماسه است .

--> ( 1 ) . ديوان پروين اعتصامى ، چاپ هفتم ، ص 163 .